دوست دارم ......
گلهای بهشت سایبانت
یک دسته ستاره ارمغانت
یک باغ پر از گلهای نرگس
تقدیم به قلب مهربانت.
دانى که چه ها چه ها چه ها می خواهم؟
وصل تو من بى سر و پا می خواهم
فریاد و فغان و ناله ام دانى چیست؟
یعنى که تو را تو را تو را می خواهم.
کوه چون سنگ بود تنها شد یا چون تنها بود سنگ شد...
من که نه سنگ بودم و نه کوه ...
پس چرا تنها شدم؟؟
قطره؛ دلش دریا می خواست
خیلی وقت بود که به خدا خواسته اش رو گفته بود
هر بار خدا می گفت : از قطره تا دریا راهیست طولانی، راهی از رنج و عشق و صبوری، هر قطره را لیاقت دریا نیست!
قطره عبور کرد و گذشت
قطره پشت سر گذاشت
قطره ایستاد و منجمد شد
قطره روان شد و راه افتاد
قطره از دست داد و به آسمان رفت
و قطره؛ هر بار چیزی از رنج و عشق و صبوری آموخت
اونی که بیشتر عاشقه ، کمتر وفا می بینه ،
اونی که کمتر وفا داره ، بیشتر محبت می بینه ،
اینه اون دنیایی که همه عاشقشن .
دلم گرفته از آدمایی که میگن دوستت دارم اما معنیشو نمیدونن ، از آدمایی که میخوان ماله اونا باشی اما خودشون مال تو نیستند ، از اونایی که زیر بارون برات میمیرن و وقتی آفتاب میشه همه چیز یادشون میره !