تجربه به ما میآموزد که عشق آن نیست که به هم خیره شویم؛ عشق آن است که هردو به یکسو بنگریم»

«ترا مي خواهم و دانم كه هرگز//به كام دل در آغوشت نگيرم//توئي آن آسمان صاف و روشن//من اين كنج قفس، مرغي اسيرم»

 

«تنها زمان، قادر به درک عظمت عشق است.»

و شکسپیر میگوید=«تنها تفاوت بین هوس‌بازی و عشق جاودان در اینست که هوس‌بازی قدری بادوام‌تر است.»

 

فرخی سیستانی هم در وادی عشق میگوید=«ترجیح می‌دهم در آتش کین آن‌ها نابود گردم، تااین‌که بدون عشق تو تن به ذلت زندگی تسلیم کنم.»

 

مولوی=«تو به یک خواری گریزانی ز عشق // تو به جز نامی چه میدانی زعشق »

 

اوشو=«تا دوری نزدیک نتوانی بود. اگر همیشه دور بمانی، عشق خواهد مرد. اگر همیشه نزدیک بمانی، عشق خواهد مرد.»

 

ولتر= «پیوند عشق حقیقی حتی با مرگ گسیخته نمی‌شود، چه رسد به دوری.»

 

 شکسپیر=  پس، سخن از کسی گوئید که نه چندان فرزانه، اما به تمام و کمال عاشق بود.»